گردشگری، ضامن بقای هویت ملی

صنعت گردشگري را می‌توان از منظرهای گوناگون مورد ارزیابی قرار داد و از هر منظر که به آن نگریسته شود، ظرفیت‌ها و افق‌های متفاوتی را می‌توان در آن یافت. به نظر می‌رسد اگر این عرصه فراخ را هم‌زمان از ابعاد فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مورد مداقه قرار دهیم به نتایج بهتری دست خواهیم یافت. گردشگری از جنبه فرهنگي و اجتماعي، به‌مثابه ابزاري قوي در خدمت ديپلماسي عمومي كشورهاست که من در کتاب دیپلماسی فرهنگی به عنوان یکی از راهکارهای تعامل فرهنگی میان کشورها بدان پرداخته‌ام. علاوه بر ارتباطات فرهنگی ـ که در سطح دولت‌هاي مدرن مطرح است ـ نبايد ديپلماسي فرهنگي را در سطح رسمي ميان دولت‌ها محصور كرد. عرصه ديپلماسي عمومي فرهنگي باعث می‌شود که فرهنگ و انديشه فرهنگي که در عرصه‌های مختلف نظري، سياست‌گذاری، تصميم‌گيری و الگوهای رفتاری دولت‌ها جلوه‌گر است، به افكار عمومي جهانيان منعكس و جايگاه و منزلت واقعي دولت‌ها در نظام بين‌المللي جلوه كند. گردشگري از منظر اقتصادي نیز در دنیای پرشتاب کنونی هر روز ضرورت و اهميت بيشتري براي كشورهاي دنيا پيدا مي‌كند. صنعت گردشگري علاوه بر اینکه يكي از منابع اصلي درآمد و ورود ارز محسوب مي‌شود، در ساير مؤلفه‌هاي اقتصادي مانند فقرزدايي و اشتغال‌زايي نقش عمده‌اي دارد. بسياري از كشورها اين صنعت پويا را به عنوان منبع اصلي درآمد اشتغال، رشد بخش خصوصي و توسعه ساختار زيربنايي مي‌دانند.

دولت يازدهم با رويكرد تعامل و گفت‌وگو با جهان به جاي مناقشه و تقابل، توانست نظر جهانیان را نسبت به ایران تغییر دهد و با اتكا بر عنصر ديپلماسي فرهنگي و اصلاح نگرش جهانيان به فرهنگ و جامعه ايراني، فرصت‌های جدیدی را براي جذب گردشگر و سرمايه‌گذاري در اين حوزه فراهم آورد.

امروز اين ظرفيت مهم، نقش تأثيرگذاري در فرايند توسعه فرهنگي و اقتصادي كشور ايفا می‌کند و در برنامه ششم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور به عنوان يكي از بخش‌هاي كليدي مورد توجه قرار گرفته است.

آنچه در این عرصه نباید مورد غفلت و فراموشی قرار گیرد، این است که لازمه دستیابی به صنعت گردشگری پویا و مولد، ایجاد بستر فرهنگی آن در سطوح مختلف جامعه است. واقعیت آن است که در جوامع امروزی تغییرات با سرعت، حجم، شدت و عمق بسیار در همه گستره‌های جغرافیایی به پیش می‌رود و فقدان مبانی نظری مدون بومی در حوزه فرهنگی می‌تواند ما را در برابر این تغییرات بسیار آسیب‌پذیر کند. خوشبختانه فرهنگ ایرانی اسلامی ما با سه عنصر اعتدال، عقلانیت و عدالت توانسته در طول تاریخ به حیات اجتماعی خود استمرار ببخشد و رمز تداوم حیات فرهنگی ما سازگاری فرهنگی بوده است. مجموعه باورها، بينش‌ها، ارزش‌ها، آداب و سنن، اخلاق،‌ رفتار و انديشه‌هاي پذيرفته‌شده و حاكم بر يك جامعه که از آن به عنوان فرهنگ نام می‌بریم، هويت‌بخش جامعه ایرانی و هدايت‌گر جامعه به‌سوي فضيلت‌ها بوده است.

همین فرهنگ، روح همبستگي و تداوم حيات معنوي و وجدان عمومي ملت ما را تقویت كرده و عامل بقاي جامعه در هر شرايطی از گذشته تابه‌حال بوده است. در این میان گردشگری در تقویت و استحکام پیوندهای فرهنگی آن جامعه نقشی مؤثر دارد. توسعه گردشگری موجب تقویت همبستگی و اشتراک منافع ملی و طبعا اشاعه فرهنگ سازگاری و مدارا می‌شود. مسئله فرهنگی شرط لازم و ضروری برای جذب گردشگر محسوب می‌شود و ملت بزرگ ایران در طول تاریخ پیروان مذاهب و ادیان مختلف را تحمل کرده و به آن احترام گذاشته است و همواره اقوام و آداب و سنن مختلف آنان مورد احترام ملت ایران بوده‌اند.

بی‌تردید یکی از راه‌هایی که می‌تواند جایگاه ایران را در منطقه و جهان آن‌طوکه در شأن ملت ‏ایران است، ارتقا دهد، توسعه صنعت گردشگری است.‏

با جذب بيشتر گردشگران خارجي و ساماندهي و رونق گردشگري داخلي و بهره‌گیری از ظرفیت‌های جدید ارتباطی همچون گردشگري الكترونيك و استفاده مطلوب از همه ظرفيت‌هاي گردشگري كشور در بخش فرهنگي، تاريخي، مذهبي، زيارتي، گردشگري سلامت و طبيعت‌گردي با توجه به تنوع اقليمي قابل‌توجهي كه ايران بزرگ ما از آن برخوردار بوده و جزء 10 کشور اول جهان از نظر جاذبه‌های طبیعی، اقلیمی، فرهنگی و تاریخی ‏با آثار فرهنگی، تنوع قومی، مذهبی و آداب و رسوم مختلف محسوب می‌شود که هریک به‌تنهایی ‏می‌تواند از عوامل مهم جذب گردشگر برای کشور باشد، آینده این صنعت را درخشان می‌کند و می‌توان به آن امیدوار بود.

ویژه نامه اقتصادی روزنامه شرق-مورخ 11 مهر 1395