وظیفه دانشگاه تولید نیروهای متخصص و متعهد است و این پروسه بر فرهنگ تاثیر مستقیم دارد.(مصاحبه روزنامه فرهیختگان با دکتر فرشاد نادری نیا 27 اسفند88 )

وظیفه دانشگاه تولید نیروهای متخصص و متعهد است و این پروسه بر فرهنگ تاثیر مستقیم دارد.

امروزه بسیاری از فرهیختگان و علاقمندان فرهنگ ناب و کهن ایران زمین دغدغه های بسیاری دارند. چراکه روز به روز فرهنگ از ما و ما از فرهنگ اصیلمان دور می گردیم. دانشگاه به عنوان یک کانون فرهنگی وظایف خطیری در این عرصه دارد.  در این راستا گفت و گویی با دکتر فرشاد نادری نیا از فعالان عرصه فرهنگ در داخل و خارج از دانشگاه و برگزیده فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 87 انجام داده ایم.

دکتر فرشاد نادری نیا دارای تحصیلات در زمینه های: مدیریت فرهنگی و هنری، مدیریت صنعتی و علوم آزمایشگاهی و با عناوین و سوابق اجرایی: مدیر حوزه هنری استان قزوین – عضو هیات رئیسه واحد تهران غرب ،معاون فرهنگی و رئیس دفتر فرهنگ اسلامی این واحد – عضو هیات علمی واحد تهران غرب-  عضو هیات علمی واحد تهران شمال –معاون اداره کل فوق برنامه فرهنگی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی - رئیس مرکز پژوهش ها و آفرینش های هنری دانشگاه آزاد اسلامی- دبیر شورای مدیران کل و مشاوران معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی- مدیر گروه رشته مدیریت فرهنگی و هنری-  برگزیده فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی – انتخاب به عنوان استاد نمونه و...

به عنوان مدیر گروه رشته مدیریت فرهنگی و هنری توضیح مختصری درباره این رشته بفرمایید. در حقیقت از فارغ التحصیلان این رشته چه انتظاری باید داشت؟   

این داستان که شرح مفصلی دارد. اما شاید بتوان گفت مدیریت فرهنگی و هنری و در حقیقت کسانی که قرار است در این رشته کارشناسان و متخصصانی باشند در حوزه فرهنگ و هنر و امور فرهنگی و هنری، باید بتوانند این حوزه را مدیریت کنند و سامان بدهند؛ و بتوانند در سازمان ها و نهاد هایی که با این اهداف تشکیل شده اند خدمت کنند؛ در تولید محصولات فرهنگی و در ارائه خدمات فرهنگی موثر باشند. این کارشناسان می توانند در تولید اندیشه های فرهنگی و رفتارسازی های فرهنگی منشاء اثر و خیر و برکت باشند و به هر حال بتوانند هم خودشان را فرهیخته و مدیریت کنند و هم بیرون از خودشان را آنچنان که مورد رضای خداوند باشد، مدیریت کنند تا بتوانند در مدیریت جان و جهان خویش موفق باشند. 

  وضعیت بازار کار و اشتغال فارغ التحصیلان این رشته به چه صورت است؟ به نظر می آید نسبت بازار کار و فارغ التحصیلان این رشته تفاوت زیادی داشته باشد و به همین علت کارشناسان این رشته به شغلی در سایر رشته ها و زمینه ها روی بیاورند.

در حال حاضر معمولا این طور نیست که شاغلین حتما همان رشته را تحصیل کرده باشند. بنابر این افراد با تخصص های گوناگون در رشته های مختلف تحصیل کرده اند و در حوزه های مختلف مشغول کار می گردند. یکی از ویژگی های این رشته این است که به انسان دیدی وسیع، کلان نگر و عاقبت نگر می دهد. اگر کسانی باشند که اهمیت این دید و نگاه ژرف نگر و عمیق و باطن بین را که می تواند با مهارت های مفهومی معانی را عمیق تر درک کند بدانند و از جهات مختلف یک مسئله را ببینند؛ این خود برای ما که می خواهیم به توسعه و فرهنگ اصیل و ناب خود بیاندیشیم قابلیت بهره مندی دارد. اما اینکه چقدر در بازار بهره گیری بشود و یا به درستی بهره بگیرند و یا این نیروها به درستی عرضه بشوند بحث دیگری است. به هر حال کسانی که مدیریت خوانده اند، می توانند در حوزه های مختلف مثمر ثمر باشند.

   وضعیت فرهنگ کشورمان را در زمان حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟ 

فرهنگ ما فرهنگی گران سنگ است، ارزش های متعالی بسیاری دارد؛ عالی ترین ارزش های انسانی و آسمانی و الهی در فرهنگ و هنر و ادب ما وجود دارد. اما مع الاسف خیلی وقت ها در غفلت هستیم و بی نصیب و کم نصیب. کمتر مفاخرمان را می شناسیم و کمتر به مبانی اصلی فرهنگمان رجوع می کنیم. رجوع مکرر به قرآن کریم و عترت علیهم السلام، به ادب پارسی و به هنر ایرانی که آیینه صیقلی فرهنگ پارسی هستند، بسیار حائز اهمیت است. ظرفیت بالنده فرهنگ ما بسیار بیش از این است که بدان پرداخته و می پردازیم و نسل جوان ما باید با این فرهنگ بیشتر آشنا بشوند.

چرا در حال حاضر سنت های فرهنگی در بین جوانان کم رنگ شده؟

آنچه که برای ما آشکار است، این است که فرهنگ ما بسیار بالنده، ارزشمند، غنی، قوی و عمیق است؛ و ظرفیت های زیادی دارد. اما بنا به واسطه ها و دلایل مختلفی از جمله به دلیل نوع سیستم آموزشی و نوع سیستم پرورشی، غلبه تکنولوژی و غلبه تکنیکال غرب و به علت اینکه شاید رسانه های ما نمی توانند وظایف خود را به درستی ایفا کنند و تحت تاثیر رسانه های دیگر هستیم و نیز نسل جوانی که کمتر با پیشینه خود ارتباط برقرار کرده اند و فریفته ظواهر غربی شده اند از اصل خود دور افتاده ایم. 

به نظر شما به عنوان یک مدیر فرهنگی معضلات فرهنگی ما همین هاست ؟

ما به هر دلیلی که برخی را عرض کردم و خود بحث مطولی است، از مبانی اصیل فرهنگمان کمتر بهره مند شده ایم، دور افتاده و مهجور شده ایم و نمی توانیم بهره لازم را ببریم. متاسفانه وقتی نگاه ها ظاهر بین شد و نیاز ها نیازهای اولیه انسانی شد و فریفتگی ها و فریبندگی ها زیاد شد از این مبانی دور می مانیم و مرغ همسایه متاسفانه غاز شده و ((آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد)). 

آیا دانشگاه آزاد در زمینه فرهنگ اقدام خوب و موثری انجام داده است؟

هر جایی که دانشگاه ایجاد می شود، محل علم و دانش و فرهیختگی است و این ذات دانشگاه است. وقتی دانش افزون شود ما باید علی الاطلاق منتظر باشیم که بینش نیکو تر و روش بهینه گردد. این خود فرهیختگی است پس خواه ناخواه در فرهنگ تاثیر دارد. وظیفه دانشگاه تولید نیروهای متخصص و متعهد است و این پروسه بر فرهنگ تاثیر مثبت و مستقیم دارد. از طرفی برنامه های خاصی هم برای این قضیه ترتیب داده شده؛ نهاد های مختلفی هستند که در دانشگاه متولی این امرند، از جمله معاونت فرهنگی دانشگاه که شاخه بندی شده و بخش های مختلفی را در دست گرفته است که این خود داستان مفصلی است که چه کارهایی می کنند و چه وظایف و برنامه هایی دارند. اما اجمالش این است که در واحد های جامع معاون فرهنگی دارند در واحد های دیگر رئیس دفتر فرهنگ اسلامی دارند که در همان شان و همان جایگاه است؛ و بعد کارشناسان فرهنگی دارند که در هر جا وظایف فرهنگی دارند...

این برنامه های فرهنگی و مراسم های دانشگاه خیلی روتین و در حد رفع تکلیف  به نظر می آید. نظر شما در این باره چیست؟

این بستگی به خود محل مذکور دارد. چون آنجا بخش نامه ها و دستورالعمل هایی هست که افراد را مورد تشویق قرار داده اند که می توانند با خلاقیت خود و با مقتضای روز برنامه های مختلف فرهنگی و هنری و ادبی داشته باشند؛ کانون های فرهنگی و کانون های ادب و هنر تاسیس کنند. همچنین کانون هایی نظیر جرعه نور، قرآن و عترت، نماز و دیگر کانون ها نیز همین وظایف را دارند. ضمن اینکه در ستاد دانشگاه هم تقسیم بندی هایی هست، بحث آموزش فرهنگی است، اداره کل آموزش فرهنگی است، اداره کل فوق برنامه، اداره کل تحقیقات و برنامه ریزی فرهنگی و دیگر ادارات با وظایف تعیین شده فرهنگی در حال انجام فعالیت های فرهنگی مختلف اند. برای همه این ادارات و نهاد ها نیز تاکید شده است که مخاطب و نیاز وی را در انواع برنامه های فرهنگی و مراسمات و اردوها و غیره در نظر بگیرند. 

به نظر شما چه تغییرات فرهنگی در دانشجویان رخ می دهد؟ به نظر من خیلی از افراد در دوران دانشجویی به جای پیشرفت پسرفت کرده و فرهنگ اصیل خود را از دست می دهند.

قرار بر این هست که دانشجو در طول تحصیل پروسه ای را طی کند و در طی این مراحل فرهیخته تر، کامل تر و متخصص و متعهد گردد. حالا اینکه آیا در آخر کار این اتفاق می افتد یا خیر، مباحث فرهنگی مباحثی کیفی است و سنجش آن ها به این راحتی نیست. نکته دیگر این که فعالیت های فرهنگی بسیار دیر بازده است، به فرض شما الان یک کار فرهنگی انجام می دهید که 10 سال دیگر جواب می دهد و بنابر این ممکن خیلی ملموس و محسوس و مشخص نباشد و بعد ها آشکار شود. اما آنچه که وجود دارد این است که کل دروس و برنامه ها قرار است که به این مسیر بروند؛ و این به خود شخص خیلی بستگی دارد، که بخواهد و بتواند و بشود. 

اما غیر از اینکه خود فرد باید معیارهای فرهیخته شدن را داشته باشد محیط و سیستم آموزشی نیز بسیار اثر گذار است.

محیط بسیار با اهمیت و اثر گذار است. محیط در ایجاد و ارضای نیاز ها بسیار مهم است. محیط در ایجاد انگیزه برای جهت دادن و هدایت کردن بسیار مهم است و می تواند نیازهای عالی افراد را برانگیزد. 

برخی جاها در این زمینه موفق تر و بعضی دیگر ضعیف تر عمل می کنند و این باید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد تا نقاط ضعف و قدرت شناسایی و مورد بهره گیری واقع شود. گروهی هم در معاونت فرهنگی وجود دارد که وظیفه اش همین است: نظارت و ارزشیابی فرهنگی. 

  حالا دانشگاه برای کسانی که در خود پتانسیل لازم را برای پیشرفت فرهنگی دارند چه باید بکند؟

در دانشگاه و با برگزاری همین برنامه های فرمال و کلاس های رسمی کسانی که واقعا اهل بهره جویی باشند می توانند استفاده گر باشند...

آیا در فعالیت های فرهنگی دانشگاه چیزی به نام خلاقیت گم نشده است؟

این بستگی به خود کلاس و استاد و دانشگاه دارد. بستگی به خود افراد دارد و باید از شیوه های خلاقانه تری استفاده کنند. البته یک سری مقیداتی وجود دارد که طبیعتا بر روی این خلاقیت ها می تواند تاثیر منفی داشته باشد. بنابر این طبق عرایضم بخشی کلاس ها و برنامه های فرمال و رسمی است و بخشی هم برنامه های غیر رسمی تر و اینفرمال. مثل کلاس های فوق برنامه، کلاس های آموزشی، کارگاه ها و ... 

آیا این سیستم خشک اداری موجود، فعالیت های فرهنگی را محدود و روند آن را کند نمی کند؟ مثلا بنده در جریان هستم که شما برای  برگزاری ((کارگاه شرح مثنوی)) سختی کشیدید.

به هر حال (( ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست / عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد))! کسانی که با فرهنگ آشنایند می دانند که باید بلاکش باشند و بنابراین با سختی ها اجین هستند و خیلی نگران مقابله با سختی های این وادی نیستند. عرصه فرهنگ بسیار خاص و خطیر است و در این راه گردنه های بسیاری وجود دارد؛ این است که: ((تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست / راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش)) و به هر حال عبور از این مسائل به فضل و لطف خدای فرهنگ آفرین میسر است. البته طبق منظور شما کارهای فرهنگی احتیاج به وسعت و انعطاف پذیری دارد و بایستی در بحث فرهنگ منعطف تر برخورد کرد. اگر بخواهیم خیلی خشک و طبق مقیدات و چارچوب های از پیش تعیین شده برخورد کنیم، نتیجه شایسته ای حاصل نخواهد شد. باید کلیشه ها را کنار گذاشت و با مقتضای حال عمل کرد البته با لحاظ چارچوب های کلی و ارزشی.     

وظیفه دانشگاه تولید نیروهای متخصص و متعهد است و این پروسه بر فرهنگ تاثیر مستقیم دارد

امروزه بسیاری از فرهیختگان و علاقمندان فرهنگ ناب و کهن ایران زمین دغدغه های بسیاری دارند. چراکه روز به روز فرهنگ از ما و ما از فرهنگ اصیلمان دور می گردیم. دانشگاه به عنوان یک کانون فرهنگی وظایف خطیری در این عرصه دارد.  در این راستا گفت و گویی با دکتر فرشاد نادری نیا از فعالان عرصه فرهنگ در داخل و خارج از دانشگاه و برگزیده فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی در سال 87 انجام داده ایم.

دکتر فرشاد نادری نیا دارای تحصیلات در زمینه های: مدیریت فرهنگی و هنری، مدیریت صنعتی و علوم آزمایشگاهی و با عناوین و سوابق اجرایی: مدیر حوزه هنری استان قزوین – عضو هیات رئیسه واحد تهران غرب ،معاون فرهنگی و رئیس دفتر فرهنگ اسلامی این واحد – عضو هیات علمی واحد تهران غرب-  عضو هیات علمی واحد تهران شمال –معاون اداره کل فوق برنامه فرهنگی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی - رئیس مرکز پژوهش ها و آفرینش های هنری دانشگاه آزاد اسلامی- دبیر شورای مدیران کل و مشاوران معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی- مدیر گروه رشته مدیریت فرهنگی و هنری-  برگزیده فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی – انتخاب به عنوان استاد نمونه و...

به عنوان مدیر گروه رشته مدیریت فرهنگی و هنری توضیح مختصری درباره این رشته بفرمایید. در حقیقت از فارغ التحصیلان این رشته چه انتظاری باید داشت؟   

این داستان که شرح مفصلی دارد. اما شاید بتوان گفت مدیریت فرهنگی و هنری و در حقیقت کسانی که قرار است در این رشته کارشناسان و متخصصانی باشند در حوزه فرهنگ و هنر و امور فرهنگی و هنری، باید بتوانند این حوزه را مدیریت کنند و سامان بدهند؛ و بتوانند در سازمان ها و نهاد هایی که با این اهداف تشکیل شده اند خدمت کنند؛ در تولید محصولات فرهنگی و در ارائه خدمات فرهنگی موثر باشند. این کارشناسان می توانند در تولید اندیشه های فرهنگی و رفتارسازی های فرهنگی منشاء اثر و خیر و برکت باشند و به هر حال بتوانند هم خودشان را فرهیخته و مدیریت کنند و هم بیرون از خودشان را آنچنان که مورد رضای خداوند باشد، مدیریت کنند تا بتوانند در مدیریت جان و جهان خویش موفق باشند.

وضعیت بازار کار و اشتغال فارغ التحصیلان این رشته به چه صورت است؟ به نظر می آید نسبت بازار کار و فارغ التحصیلان این رشته تفاوت زیادی داشته باشد و به همین علت کارشناسان این رشته به شغلی در سایر رشته ها و زمینه ها روی بیاورند.

در حال حاضر معمولا این طور نیست که شاغلین حتما همان رشته را تحصیل کرده باشند. بنابر این افراد با تخصص های گوناگون در رشته های مختلف تحصیل کرده اند و در حوزه های مختلف مشغول کار می گردند. یکی از ویژگی های این رشته این است که به انسان دیدی وسیع، کلان نگر و عاقبت نگر می دهد. اگر کسانی باشند که اهمیت این دید و نگاه ژرف نگر و عمیق و باطن بین را که می تواند با مهارت های مفهومی معانی را عمیق تر درک کند بدانند و از جهات مختلف یک مسئله را ببینند؛ این خود برای ما که می خواهیم به توسعه و فرهنگ اصیل و ناب خود بیاندیشیم قابلیت بهره مندی دارد. اما اینکه چقدر در بازار بهره گیری بشود و یا به درستی بهره بگیرند و یا این نیروها به درستی عرضه بشوند بحث دیگری است. به هر حال کسانی که مدیریت خوانده اند، می توانند در حوزه های مختلف مثمر ثمر باشند.

 وضعیت فرهنگ کشورمان را در زمان حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟

فرهنگ ما فرهنگی گران سنگ است، ارزش های متعالی بسیاری دارد؛ عالی ترین ارزش های انسانی و آسمانی و الهی در فرهنگ و هنر و ادب ما وجود دارد. اما مع الاسف خیلی وقت ها در غفلت هستیم و بی نصیب و کم نصیب. کمتر مفاخرمان را می شناسیم و کمتر به مبانی اصلی فرهنگمان رجوع می کنیم. رجوع مکرر به قرآن کریم و عترت علیهم السلام، به ادب پارسی و به هنر ایرانی که آیینه صیقلی فرهنگ پارسی هستند، بسیار حائز اهمیت است. ظرفیت بالنده فرهنگ ما بسیار بیش از این است که بدان پرداخته و می پردازیم و نسل جوان ما باید با این فرهنگ بیشتر آشنا بشوند.

چرا در حال حاضر سنت های فرهنگی در بین جوانان کم رنگ شده؟

آنچه که برای ما آشکار است، این است که فرهنگ ما بسیار بالنده، ارزشمند، غنی، قوی و عمیق است؛ و ظرفیت های زیادی دارد. اما بنا به واسطه ها و دلایل مختلفی از جمله به دلیل نوع سیستم آموزشی و نوع سیستم پرورشی، غلبه تکنولوژی و غلبه تکنیکال غرب و به علت اینکه شاید رسانه های ما نمی توانند وظایف خود را به درستی ایفا کنند و تحت تاثیر رسانه های دیگر هستیم و نیز نسل جوانی که کمتر با پیشینه خود ارتباط برقرار کرده اند و فریفته ظواهر غربی شده اند از اصل خود دور افتاده ایم.

به نظر شما به عنوان یک مدیر فرهنگی معضلات فرهنگی ما همین هاست ؟

ما به هر دلیلی که برخی را عرض کردم و خود بحث مطولی است، از مبانی اصیل فرهنگمان کمتر بهره مند شده ایم، دور افتاده و مهجور شده ایم و نمی توانیم بهره لازم را ببریم. متاسفانه وقتی نگاه ها ظاهر بین شد و نیاز ها نیازهای اولیه انسانی شد و فریفتگی ها و فریبندگی ها زیاد شد از این مبانی دور می مانیم و مرغ همسایه متاسفانه غاز شده و ((آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد)).

آیا دانشگاه آزاد در زمینه فرهنگ اقدام خوب و موثری انجام داده است؟

هر جایی که دانشگاه ایجاد می شود، محل علم و دانش و فرهیختگی است و این ذات دانشگاه است. وقتی دانش افزون شود ما باید علی الاطلاق منتظر باشیم که بینش نیکو تر و روش بهینه گردد. این خود فرهیختگی است پس خواه ناخواه در فرهنگ تاثیر دارد. وظیفه دانشگاه تولید نیروهای متخصص و متعهد است و این پروسه بر فرهنگ تاثیر مثبت و مستقیم دارد. از طرفی برنامه های خاصی هم برای این قضیه ترتیب داده شده؛ نهاد های مختلفی هستند که در دانشگاه متولی این امرند، از جمله معاونت فرهنگی دانشگاه که شاخه بندی شده و بخش های مختلفی را در دست گرفته است که این خود داستان مفصلی است که چه کارهایی می کنند و چه وظایف و برنامه هایی دارند. اما اجمالش این است که در واحد های جامع معاون فرهنگی دارند در واحد های دیگر رئیس دفتر فرهنگ اسلامی دارند که در همان شان و همان جایگاه است؛ و بعد کارشناسان فرهنگی دارند که در هر جا وظایف فرهنگی دارند...

این برنامه های فرهنگی و مراسم های دانشگاه خیلی روتین و در حد رفع تکلیف  به نظر می آید. نظر شما در این باره چیست؟

این بستگی به خود محل مذکور دارد. چون آنجا بخش نامه ها و دستورالعمل هایی هست که افراد را مورد تشویق قرار داده اند که می توانند با خلاقیت خود و با مقتضای روز برنامه های مختلف فرهنگی و هنری و ادبی داشته باشند؛ کانون های فرهنگی و کانون های ادب و هنر تاسیس کنند. همچنین کانون هایی نظیر جرعه نور، قرآن و عترت، نماز و دیگر کانون ها نیز همین وظایف را دارند. ضمن اینکه در ستاد دانشگاه هم تقسیم بندی هایی هست، بحث آموزش فرهنگی است، اداره کل آموزش فرهنگی است، اداره کل فوق برنامه، اداره کل تحقیقات و برنامه ریزی فرهنگی و دیگر ادارات با وظایف تعیین شده فرهنگی در حال انجام فعالیت های فرهنگی مختلف اند. برای همه این ادارات و نهاد ها نیز تاکید شده است که مخاطب و نیاز وی را در انواع برنامه های فرهنگی و مراسمات و اردوها و غیره در نظر بگیرند.

به نظر شما چه تغییرات فرهنگی در دانشجویان رخ می دهد؟ به نظر من خیلی از افراد در دوران دانشجویی به جای پیشرفت پسرفت کرده و فرهنگ اصیل خود را از دست می دهند.

قرار بر این هست که دانشجو در طول تحصیل پروسه ای را طی کند و در طی این مراحل فرهیخته تر، کامل تر و متخصص و متعهد گردد. حالا اینکه آیا در آخر کار این اتفاق می افتد یا خیر، مباحث فرهنگی مباحثی کیفی است و سنجش آن ها به این راحتی نیست. نکته دیگر این که فعالیت های فرهنگی بسیار دیر بازده است، به فرض شما الان یک کار فرهنگی انجام می دهید که 10 سال دیگر جواب می دهد و بنابر این ممکن خیلی ملموس و محسوس و مشخص نباشد و بعد ها آشکار شود. اما آنچه که وجود دارد این است که کل دروس و برنامه ها قرار است که به این مسیر بروند؛ و این به خود شخص خیلی بستگی دارد، که بخواهد و بتواند و بشود.

اما غیر از اینکه خود فرد باید معیارهای فرهیخته شدن را داشته باشد محیط و سیستم آموزشی نیز بسیار اثر گذار است.

محیط بسیار با اهمیت و اثر گذار است. محیط در ایجاد و ارضای نیاز ها بسیار مهم است. محیط در ایجاد انگیزه برای جهت دادن و هدایت کردن بسیار مهم است و می تواند نیازهای عالی افراد را برانگیزد.

برخی جاها در این زمینه موفق تر و بعضی دیگر ضعیف تر عمل می کنند و این باید مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد تا نقاط ضعف و قدرت شناسایی و مورد بهره گیری واقع شود. گروهی هم در معاونت فرهنگی وجود دارد که وظیفه اش همین است: نظارت و ارزشیابی فرهنگی.

حالا دانشگاه برای کسانی که در خود پتانسیل لازم را برای پیشرفت فرهنگی دارند چه باید بکند؟

در دانشگاه و با برگزاری همین برنامه های فرمال و کلاس های رسمی کسانی که واقعا اهل بهره جویی باشند می توانند استفاده گر باشند...

آیا در فعالیت های فرهنگی دانشگاه چیزی به نام خلاقیت گم نشده است؟

این بستگی به خود کلاس و استاد و دانشگاه دارد. بستگی به خود افراد دارد و باید از شیوه های خلاقانه تری استفاده کنند. البته یک سری مقیداتی وجود دارد که طبیعتا بر روی این خلاقیت ها می تواند تاثیر منفی داشته باشد. بنابر این طبق عرایضم بخشی کلاس ها و برنامه های فرمال و رسمی است و بخشی هم برنامه های غیر رسمی تر و اینفرمال. مثل کلاس های فوق برنامه، کلاس های آموزشی، کارگاه ها و ...

آیا این سیستم خشک اداری موجود، فعالیت های فرهنگی را محدود و روند آن را کند نمی کند؟ مثلا بنده در جریان هستم که شما برای  برگزاری ((کارگاه شرح مثنوی)) سختی کشیدید.

به هر حال (( ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست / عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد))! کسانی که با فرهنگ آشنایند می دانند که باید بلاکش باشند و بنابراین با سختی ها اجین هستند و خیلی نگران مقابله با سختی های این وادی نیستند. عرصه فرهنگ بسیار خاص و خطیر است و در این راه گردنه های بسیاری وجود دارد؛ این است که: ((تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست / راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش)) و به هر حال عبور از این مسائل به فضل و لطف خدای فرهنگ آفرین میسر است. البته طبق منظور شما کارهای فرهنگی احتیاج به وسعت و انعطاف پذیری دارد و بایستی در بحث فرهنگ منعطف تر برخورد کرد. اگر بخواهیم خیلی خشک و طبق مقیدات و چارچوب های از پیش تعیین شده برخورد کنیم، نتیجه شایسته ای حاصل نخواهد شد. باید کلیشه ها را کنار گذاشت و با مقتضای حال عمل کرد البته با لحاظ چارچوب های کلی و ارزشی.  

 

(مصاحبه روزنامه فرهیختگان با دکتر فرشاد نادری نیا 27 دی 88 )

برگزیده فرهنگی دانشگاه